محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

33

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

عقل است ، لازم نياورده كه مبتدى در آن ( در استفادهء ذوق از اين صناعت ) مانند منتهى در آن باشد ، چه رسد به اين كه مستند به حكم كردنهاى وضعى « 1 » و اعتبارات انسى باشد ، پس براى مبتدى در آن اشكالى ندارد كه مصاحبش را در برخى از فتاوا و نظرياتش - اگر مبتدى در آن جا ذوق ( كشف ) و نظرى ندارد - پيروى و تقليد كند تا آن‌كه در طى زمان موجبات آن ذوق برايش تكامل يابد . 83 / 2 و اما مسائل ( علم تحقيق ) عبارت از مطالبى است كه بر آنها به برهان نظرى و يا فطرى كشفى اقامهء برهان شده است و آنها دو قسم‌اند : 84 / 2 يكى از آن دو اصولى فراگيرند « 2 » - مانند فراگيرى اجناس نسبت به انواع خود - كه محتوى اين علم‌اند . مانند قواعدى كه در تمهيد جملى خواهد آمد . 85 / 2 و دومى فروعى هستند كه مندرج در تحت آن اصول‌اند ، مانند انواع ؛ و انواع انواع كه پس از شناخت دو قسم ؛ كيفيت و چگونگى نسبت تفريع بين آن دو روشن و آشكار مىشود ، يعنى راه بيرون كشيدن فروع از قوه به فعل - هنگام برقرار كردن اصول كبرا ( منطقى ) براى صغرا - حصولش آسان مىگردد . 86 / 2 و چون اين ثابت شد گوييم : علم الهى شرعى كه به نام علم حقايق ناميده شده است عبارت از علم به خداوند متعال از جهت ارتباطش به خلق و نشأه گرفتن و صدور عالم از او ؛ به اندازهء طاقت و توان بشرى ، زيرا غير ممكن بودن معرفت و شناخت آن ( علم حقايق ) از خود آن است ؛ هم چنان كه حيرت كاملان نيز در آن چيزى است كه در آن است . بنابر اين موضوع مختص به آن ، وجود حق سبحان از جهت دو ارتباط است « 3 » - نه از آن جهت كه او است - چون او - سبحانه - از اين جهت و حيثيت بىنياز از جهانيان است و اشارهء عقلى و يا وهمى به او راه ندارد « 4 » ؛ و هيچ عبارتى از او تعبير نمىتواند بكند ، پس چگونه از او و از احوال او ؛ و همين‌طور از هر حقيقتى از حقايق از در واقع بحث توان كرد ؟

--> ( 1 ) - يعنى پيش از حصول علم به واسطهء برهان و كشف ذوقى . ( 2 ) - يعنى محدود كننده‌اند . م ( 3 ) - يعنى از جهت ارتباطش به خلق و نشأه گرفتن و صدور عالم از او . م . ( 4 ) - زيرا اشاره به موجودات داراى تعيّن مىرسد ، در حالى كه او به ذات خود بىتعيّن است .